|
|
|
|
|
سلام به همه دوستان عزیز امشب برای من شب مهمیه میدانید امشب شب تولد کسی که خیلی دوستش دارم او کسی که زندگی بدون او یعنی مرگ نمی دانم سال قبل که او نبود من چطور بدون او زندگی می کردم زندگی برایم پوچ وبی معنی بود.خلاصه اینکه من تولد قشنگترین فرشته ی آسمونی را بهش تبریک میگوییم.واین مطالب را به او تقدیم می کنم در سکوت دادگاه سرنوشت عشق بر ما حکم سنگینی نوشت... گفته شد دل داده ها از هم جدا وای بر این حکم و این قانون زشت... دل هیچکس نمی سوزد برای حال غمناکم مگر سوزد همان شمعی که میسوزد سر خاکم... اگر روزی دلت لبریز غم بود گذارت بر مزار کهنه ام بود بگو این بی نصیب خفته در خاک یه روزی عاشق و دیوانه ام بود... تو که از کوچه ی مشتاق دلم می گذری دوست داشتن هميشه گفتن نيست آنروز که همه دنبال چشمان زیبا هستند هر وقت تو زندگی رسیدی
به جایی که یه در بزرگ با یه قفل گنده داره اصلا نترس! باغبان در را نبند من فرد گلچین نیستم، من اسیر یک گلم دنبال هر گل نیستم. عشق این نیست که دلی رو بگیری و دوباره به صاحبش پس بدی عشق اون که اگه دل یکی رو گرفتی تا ته خط باهاش باشی. همیشه دوست داشتم ابر باشم. چون ابر آنقدر شهامت داره که هر وقت دلش میگیره جلوی همه گریه کنه. عشق یعنی خون دل یعنی جفا عشق یعنی درد و دل یعنی صفا عشق یعنی یک شهاب و یک سراب عشق یعنی یک سلام و یک جواب عشق یعنی یک نگاه و یک نیاز عشق یعنی عالمی راز و نیاز سرنوشت تعيين ميكنه كه چه شخصي تو زندگيت وارد بشه، اما قلب حكم مي كنه كه چه شخصي در قلبت بمونه”
آن گاه كه خدا را خواستيد خود را به اندازه همه وسعت خدا بزرگ كنيد
هر چه براي حق كني اخلاص است و هر چه براي خلق كني رياست نمي دانم چه حسي هست اين عاشقي؟ وقتي مي نشينم ، وقتي راه مي روم ، وقتي مي خوابم دوستت دارم وقتي صدايي مي ايد دوستت دارم ، وقتي سکوت است دوستت دارم چه مي کني با من که چنين راحت هميشگي شده اي توي زندگي بعضي چيز ها بزرگ ، بعضي چيز ها کوچک ، بعضي چيز ها ساده و بعضي چيز ها مهم هستند: بزرگ مثل عشق کوچک مثل غم ساده مثل من مهم مثل تو ... صداقت و مهربانیت را می ستایم صداقت را از کلامت و مهربانیت را از نگاهت یار دل آزار من وفا نشناسد..... وه که عجب نعمتی است یار وفادار با آنکه انتقام از دشمن حرام نیست...در عفو لذتی است که در انتقام نیست ادب خرج ندارد ولي همه چيز را خريداري مي كند هرگز حس غريب با تو نفس كشيدن را بر ديوار تنهاي اتاقم قاب نكردم خدایا ! دلم باز امشب گرفته بیا تا کمی با تو صحبت کنم بیا تا دل کوچکم را خدایا فقط با تو قسمت کنم خدایا ! بیا پشت آن پنجره که وا می شود رو بسوی دلم بیا پرده ها را کناری بزن که نورت بتابد به روی دلم خدایا ! کمک کن که من نردبانی بسازم و با آن بیایم به شهر فرشته همان شهر دوری که بر سر در آن کسی اسم رمز شما را نوشته خدایا ! کمک کن که پروانه شعر من جان بگیرد کمی هم به فکر دلم باش........مبادا بمیرد خدایا ! دلم را که هر شب نفس میکشد در هوایت اگر چه شکسته شبی می فرستم برایت... ٫ بحرانهاي بزرگ، مردان بزرگ به وجود مي آورد كندي همان طور که آفتاب تيرگي ها را مي راند اشخاص با نشاط نيز از قلب ديگران غم و اندوه را مي زدايند - دکتر علي شريعثي وقتي عشقت رو از دست دادي ديگه سعي نكن به دستش بياري
،درست مثل چيني شكسته مي مونه كه حتي اگه بندش هم بزني ديگه به
زيبايي گذشته نيست گفت : کسی دوستم ندارد . می دانی که چه قدر سخت است ، این که کسی دوستت نداشته باشد ؟ تو برای دوست داشتن بود که جهان را ساختی
. حتی تو هم بدون
دوست داشتن … خدا هیچ نگفت . از خدا پرسیدم چی دوست داری؟ گفت :سخاوت دیوانه گفت: حماقت غم گفت: ملامت کوه گفت:صلابت معشوق گفت: نگاهت فدای تو که گفتی: رفاقت...
روزي خبر رسيد که به زودي جزيره به زير آب خواهد رفت.
همه ساکنين جزيره قايق هايشان را آماده و جزيره
را ترک کردند. اما عشق مي خواست تا آخرين لحظه بماند، چون او عاشق جزيره بود. یادمان باشد عشق متعلق به لحظه هاست و نفرین برای همه عمر کوه با اولین سنگها آغاز شد. انسان با اولین درد و من با اولین نگاه تو دنیا به من یاد داد که در فراق عزیزان صبور باشم. ولی به من یاد نداد کسی را که دوست دارم فراموش کنم اگه دیدی گوشه قلبت سنگینی می کنه، منو ببخش ، گوشه نشین قلبتم نمی خواهم قلب تو باشم که با هر اتفاقی بشکنم. می خواهم روح تو باشم که تنها لحظه مرگ از تو جدا بشوم در اتوبان زندگی وقتی تابلوی وجود ترا می بینم، از سرعتم می کاهم و به درجه بنزین تحملم چشم می دوزم
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 23:20 توسط ماکول
|
|
||
|
|
|
|
|
به نام خدا سلام ،سلام به همه به آنهایی که آشنا هستند، به آنهایی که غریبه اند، من می شناسمتان یا نمی شناسمتان؟ کجا هستید؟ در شهر من یا در شهری دور از من؟ همجنس من هستید یا مخالف جنس من؟ فرقی ندارد که شما کی هستید مهم این است که شما همه ایرانی هستید .نمی دونم الان که این مطلبو میخوانید خوشحالید یا مثل من غمگین .اگر خوشحالید امیدوارم همیشه شاد وخوشحال باشید واگر غمگین امیدوارم به زودی زود غم از دلتان برود وروزهای شاد دوباره برایتان تکرار شود.خیلی وقت بود که مطلبی ننوشته بودم راستش دلیلی برای نوشتن نداشتم اما امروز تصمیم گرفتم که بنویسم .می دانید من روزی که این وب را راه اندازی کردم دلم میخواست آن را شاد بسازم درباره عشق خودم به پاکول ،بعدا اس ام اس هم به آن اضافه شد ،اصلا دلم نمی خواست که اونو شخصی کنم ،نمی خواستم تبدیل به مکان غصه ها ودردهام کنم نمی خواستم هرکی میاد بیشتر ناراحت بشه تا خوشحال اما شد حالا وبلاگم شبیه کلبه ی غم شده تا کلبه ی شادی راستش قبلا یه چیزایی تو سرم بود اما اونجوری نشد حالا دیگه دلیلی واسه ادامه نمی بینم .درمورد مطلب قبلی که نوشته بودم هیچکس نتوانست کمکم کنه الا یه نفر که اون نزدیکترین دوستم بود چون همه ی جزئیات رو می دونست .بذارید از غصه های این چند روزم بگم .چند روز پیش یعنی جمعه غروب پدر بزرگم فوت شد نمی دونید چه حالی بودم شوکه شده بودم اون مریض بود خیلی وقت نبود حدودا یه هفته توی این یه هفته از خدا میخواستم که این الماسو واسمون نگهش داره نمی خواستم به این زودی از دستش بدهم .اما نشد اون پرواز کرد رفت توی آسمونا پیش دوستای بهشتیش .وقتی من رسیدم همه بالای سرش بودند توی یه پارچه پیچیده بودنش همه گریه می کردند. بمیرم واسش. بعدهم آمبولانس اومد بردش .ما موندیمو ویه خونه خالیو وکلی خاطره .فردای اونروز صبح بردنش وشستنش موقع شستن باورم نمی شد که اونه اون الماس خانواده ی ما بود .به قول یکی میگفت خدا به خاطر پیرها به خانوادهاشون رحم میکنه .لحظه وداع فرا رسید من دستمو به صورتش کشیدم وباهاش خداحافظی کردم . بعد هم تشییع جنازه وخاکسپاری .اون به آرزوش رسید دلش میخواست زیاد عذاب نکشه وزود بره. راستش نمی دونم چی بگم .بگم خدایا شکرت که به آرزوش رسید یا بگم چرا ؟ اون خیلی آدم خوبی بود اینجا واسش جهنم بود الان توی بهشته.روحش شاد ویادش گرامی باد. در آخر یه دوبیتی تقدیم به همه روزی که تو آمدی ز مادر عریان جمعی به تو خندان و تو بودی گریان کاری بکن ای دوست که وقت مردن جمعی به توگریان وتو باشی خندان |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 22:45 توسط ماکول
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام به همگی حالتون چه طوره؟ سال نو برهمه مبارک ببخشید که نتوانستم واسه عید وسال نو مطلب بنویسم توی این مدت دوباره اعصابم بهم ریخته بود حوصله هیچ چیزو هیچ کس را نداشتم نیاز به یکی داشتم که باهاش دردل کنم و اون هم به حرفهایم گوش بدهد ودرست راهنمایی ام کند همیشه دلم می خواست یکی بدون اینکه من صدایش کنم بیاید پیشم و در آغوشش هق هق گریه کنم اما همیشه موقع دردها وغصه هایم کسی نبود من بودم وخدا وکلی درد وسوال بی جواب نمیدانم دوستانم بهم میگویند توکسی هستی که به ما دلداری میدهی تو درک میکنی همیشه واسه غصه های همه من کنارشون بودم اما موقع غصه های من چی؟ نمیگویم دوستانم بدهستند اما موقعی که خواستم باهاشون حرف بزنم نبودند من تا دوسال پیش یک جور دیگه به دنیا وآدمایش نگاه میکردم نسبتا به آدما خوشبین بودم بهشون اعتمادمی کردم وکمتر بهشون شک میکردم همیشه هرکسی( دوستانم،آشنایان،غریبه ها)بهم محبت میکردند می گفتم چه آدمهای خوبی که منو دوست دارند همیشه فکر می کردم همه منو دوست دارند وسعی میکردم مغرور وخودخواه نباشم اما خیلی ها این وسط از سادگی ومظلومیتم سوءاستفاده کردند آنها فکر میکردند من یه آدمی هستم که می توانند ازمن سوء استفاده کنند منم همینجوری وایمیسم ونگاهشون می کنم خلاصه توی این دو سال خدا چیزهایی را نشانم داد اینکه دنیا وآدمهایش خیلی نامرد هستند اینکه" دیگه نمی توانی به چشمت هم اعتماد کنی "و..... توی این دوسال پشت سرهم بد آوردم منظورم اینکه تا می گفتم فلانی خوب هست بدتر از بقیه می شد حالا دیگه بدبین شده بودم تا یکی بهم محبت می کرد می گفتم دروغ میگوید از کجا معلوم که آدم خوبی باشد . بارها به حالت اعتراض به خدا گفتم آخه حق من این بود من که هیچ کاری نمی کردم من فقط صداقت داشتم همیشه آنهایی که حقه بازند موفق می شوند آخه عدالتت کجا رفته خدا . اما خدا جوابمو نداد نمی گویم من خیلی آدم خوبی هستم نه هر کسی یک خوبی و یک بدی دارد هیچ کس بی عیب نیست مثلا من کلی عیب دارم من همیشه خودم بودم همیشه خود واقعیم را نشان دادم هیچ وقت دورو نبودم اما حالا تصمیم گرفتم که خودمو عوض کنم به همه خوبی کنم حتی دروغکی من همه را واقعی دوست داشتم اما حالا دروغکی تو ظاهر به طرف میگویم دوستت دارم اما در باطنم هیچ علاقه ای به هیچ کس ندارم وسعی کردم به خودم مغرور بشوم وجدی تر باخیلی ها حرف بزنم دیگه واسه من عشق معنی نمی دهد احساس میکنم آدمها هیچ وقت عاشق نمی شوند توی این مدت به همه مسائل بدبین شدم شاید خیلی از شما بگویید این مسئله ای نیست اما برای من هست من دوست دارم نظرتونو در مورد این مطلب بنویسید خواهش میکنم راستش را بنویسید یکبار فال حافظ گرفتم که گفت تو خالص باش تا دیگران هم خالص باشند حالا شما هم نظرتونو خالص بنویسید همین طور که من خالصانه گفتم. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 1:41 توسط ماکول
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام به همه، به آنهایی که بهم لطف کردند وبانظرات خوبشون بازم شرمنده ام کردند به آنهایی که دوستم داشتند اما هیچ وقت دوست داشتنشان را نفهمیدم به آنهایی که دوستشان داشتم اما نفهمیدند به آنهایی که دوستشان داشتم فهمیدند وباور کردند اما نخواستند ذره ای دوستم داشته باشند به دوستام که خیلی وقت است ندیدمشان به آنهایی که درحقم خوبی کردند وبه آنهایی که در حقم بدی کردند به همه سلام میکنم ومیگم متشکرم چون اگه دوستام اگه دشمنام نبودند من الان موفق نبودم برای همشون دعا میکنم واز خدا می خواهم که حق همشونو بدهد توی این مدت یعنی از اردیبهشت تا الان روحیه ام خیلی خراب بود حتی می خواستم خودکشی کنم اما دوستام وخدا خیلی کمکم کردند از همشون ممنونم مخصوصا خدا که تنهام نگذاشت می توانست مثل اونایی که درحقم بدی کردند ولم کنه چون من توی این مدت بیشترین ظلمها رو به خدا کردم اما خدا صبر کرد تا خودم متوجه اشتباهم بشوم.
آموخته ام … كه گاهي تمام چيزهايي كه يك نفر مي خواهد، فقط دستي است براي گرفتن دست او، و قلبي است براي فهميدن وي وقتي نياز به عشق داري عاشق مشو بلكه زماني عاشق شو كه تمام وجودت سرشار از عشق هست و مي خواي آنرا با كسي تقسيم كني
سلام آهنگ هر سازم سلام اي زندگي سازم تمام هستي ام را من به چشماي تو مي بازم چشات همرنگ خورشيده قشنگه صبح اميده ميون اين همه گلها چشام تنها تو را ديده تو عطر رازقي هستي تو شوق عاشقي هستي نجابت از تو مي باره تو مثل زندگي هستي به اميد سلام عشق هميشه از تو ميخوانم توي تبعيد و تنهايي به ياد تو که مي مانم .
.از تو بهترين روز ديدن تو بهترين حرف گفتن ازتو زندگي هستي و بودن يعني خواستن،خواستن تو بهترين خاطره از تو يادگار عمر من تو دورترين راه واسه ي من کمترين فاصله از تو پرسيدي از عشق اول فقط از رو بچگي بود چي بگم از عشق دوم اونم از رو سادگي بود دلم عادت قريبي به هواي عاشقي داشت عشق سوم اومد. هر وقت دلتنگ ميشم ميام پشت در قلبتو هي در مي زنم .. پس هر وقت قلبت مي زنه بدون که دلم برات تنگ شده. .زندگي با دنيا امدن ادمها شروع نمي شود ، اگر چنين بود هر روز غنيمتي بود ، زندگي خيلي بعد شروع مي شود ، و گاهي هم خيلي دير ، تازه اگر حرف آن زندگي هايي را نزنيم که شروع نشده تمام مي شود . اجازه هست خيال کنم تا آخرش مال مني؟ خيال کنم دل منو با رفتنت نمي شکني ؟اجازه هست خيال کنم بازم مي آي مي بينمت ؟ با اون چشماي مهربون دوباره چشمک مي زني؟ طپش طپش با چشمکت غزل بگم براي تو با اتکا به عشق تو تو زندگي برم جلو . زمان طولاني ميشه واسه اونايي که غصه دارن . کوتاه ميشه واسه اونايي که شادن .دير ميگذره براي اونايي که منتظرن .زود ميگذره براي اونايي که عجله دارن. اما ...... اما ابدي ميشه براي اونايي که عاشقن. قفس داران سکوتم را شکستند دل دائم صبورم را شکستند به جرم پا به پاي عشق رفتن پرو بال عبورم را شکستند مرا از خلوتم بيرون کشيدند چه بي پروا حضورم را شکستند تمنا در نگاهم موج مي زد ولي روياي دورم را شکستند . نه دل در دست محبوبي گرفتار نه سر در کوچه باغي بر سر دار از اين بيهوده گرديدن چه حاصل ؟؟ پياده مي شوم ، دنيا نگهدار ... به چشمي اعتماد کن که به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد به دلي دل بسپار که جاي خالي برايت داشته باشد و دستي را بپذير که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد باشد فرياد من از داغ توست ...... بيهوده خاموشم مکن ...... حالا که يادت ميکنم ...... ديگر فراموشم مکن ...... همرنگ دريا کن مرا ...... يکبار معنا کن مرا روی یک طاقچه سنگی میون دو قاب رنگی بودن من و تو با هم داره تصویر قشنگی عکس تو تو قاب خاتم در حصار خالی از غم حتی در مرگ تن من نمی گیره رنگ ماتم بيا با پاک ترين سلام عشق آشتي کنيم *بيا با بنفشه هاي لب جوب آشتي کنيم * بيا ازحسرت و غم ديگه باهم حرف نزنيم * بيا برخنده ي اين صبح بهار خنده کنيم بگذار که در حسرت ديدار بميرم در حسرت ديدار تو بگذار بميرم دشوار بود مردن و روي تو نديدن بگذار بدلخواه تو دشوار بميرم بگذار که چون شمع کنم پيکر خود آب در بستر اشک افتم و ناچار بميرم تا بو ده ام اي دوست وفادار تو بودم بگذار که اي دوست وفادار بميرم میخوام به سردی شبهام بخندم... میخوام به پوچی فردام بخندم... وقتی میبینمت با دیگرونی... تو اوج گریه هام میخوام بخندم... میخوام داد بزنم تنهای تنهام... میخوام وقتی میگم تنهام بخندم زیر پلکت سایه بانم میدهی؟ سوختم آیا پناهم میدهی؟ آتشی افتاده بر جان و دلم ، قطره آبی بر لبانم میدهی؟ میهمان جان جانان گر شوم ، میزبانی را نشانم میدهی؟ تا بیاسایم دمی در پای عشق ، زیر چترت سرپناهم میدهی؟ ای جواب پرسش بی پاسخم ، عشق را آیا نشانم میدهی؟ رو مگردان نازنین با گوشه چشمت بگو در شرار چهره ات یک بوسه گاهم میدهی؟ کاش می شد سرزمین عشق را در میان گام ها تقسیم کرد ، کاش می شد با نگاه شاپرک عشق را بر آسمان تفهیم کرد ، کاش می شد با دو چشم عاطفه قلب سرد آسمان را ناز کرد ، کاش می شد با پری از برگ یاس تا طلوع سرخ گل پرواز کرد بر دفتر قلبم که هر برگش را با نام تو شروع کردم مي نويسم: زيستن را نه براي زندگي که براي رسيدن به تو مي خواهم دو چيز را فراموش نكن: ياد خدا و ياد مرگ.دو چيز را فراموش كن : بدي ديگران در حق تو و خوبي تودر حق ديگران چهار چيز را نگه دار : گرسنگيت را سر سفره ديگران، زبانت را در جمع ، دلت را سردر نماز .چشمت در خانه ي دوست عشق لالایی بارون تو شباست / نم نم بارون پشت شیشه هاست / لحظه ی شبنم و برگ گل یاس / لحظه ی رهایی پرنده هاست / لحظه ی عزیز با تو بودنه / آخرین پناه موندن منه خطر خوشبختی در این است که آدمی در هنگام خوشبختی هر سرنوشتی را می پذیرد و هرکسی را نیز . فردریش نیچه عشق يعني خون دل يعني جفا عشق يعني درد و دل يعني صفا عشق يعني يك شهاب و يك سراب عشق يعني يك سلام و يك جواب عشق يعني يك نگاه و يك نياز عشق يعني عالمي راز و نياز پروانه وار چشم به او دوخته بودم انگاه که بیدار شدم سوخته بودم خاکستر من بر سر ان شمع فرو ریخت این بود وفایی که من اموخته بودم ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی تو بمان با دگران وای به حال دگران در دفتر يادبود دوستان بر روي درختان كهنسال بر روي شنهاي ساحلي نوشتم دوستت دارم ، اما دفتر ياد بود دستان پاره شد، باد درختان كهنسال را شكست ، امواج شنهاي ساحل را شست و برد اما ! هيچ چيز نتوانست ياد تو را از صحنه ي قلبم پاك كند .... دوست دارم یه عالمه هرچی بگم بازم کمه صدای خنده های تو برای من یه مرهمه صد سال پس از مرگ من گر بشكافي قلب من خواهي شنيد از قلب من دوستت دارم عشق من زندگي به من آموخت چگونه اشك بريزم ولي اشك نياموخت چگونه زندگي كنم تو به من آموختي چگونه دوستت بدارم ولي نياموختي چگونه فراموشت كنم مانند مجنون كه ليلا را دوست دارد مانند ماهي كه دريا را دوست دارد مانند شاعري كه شعرش را دوست دارد مانند بلبلي كه صدايش را دوست دارد به خدا قسم كه من هم تو را دوست دارم بي تو بودن را براي با تو بودن دوست دارم هر وقت توانستی بار مسئولیت احساس خود را به دوش بکشی ,عاشق شو الهی هر کی منو از چشم تو انداخت از چشم خدا بیفته دوست ندارم بگي دوستت دارم دوست دارم بداني چقدر دوستت دارم عشق حس ناب دو کبوتر در پرواز است می بخشمت بخاطر تمام خنده هایی که از صورتم گرفتی...بخاطر تمام خنده هایی که به صورتم نشاندی نمی بخشمت به خاطر دلی که برایم شکستی...بخاطر احساسی که برایم پرپر کردی...نمی بخشمت بخاطر زخمی که بر وجودم نشاندی...بخاطر نمکی که بر زخمم گذاشتی...و می بخشمت بخاطر عشقی که بر قلبم حک کردی سينوس چشمانت برابر است با کسينوس لبات اگر عشق ما از معادله ي فيثاغورس حل نميشود ولي از معادله دو مجهولي حل مي شود وقتي در خيابان ها موازي مستطيل شکل قدم مي زني در زير راديکال گيرت خواهم اورد و چند بوسه از تو خواهم گرفت انگاه مي فهمم که تجزيه شده اي از مصلحت عشق گر نمي ترسيدم از مدرسه تا ميكده مي رقصيدم عشق از دوستی پرسید : تفاوت من وتو در چیه ؟ دوستی گفت : من دیگران را باسلامی آشنا می کنم و تو با نگاهی . من آنها را با دروغ جدا می کنم و تو با مرگ دلم برای کسی تنگ است که بود با من و پیوسته نیز بی من بود کسی که با من نیست کسی که بی من ماند ... کسی که... دلم برای کسی تنگ بود که بیاید و به هر رفتنی پایان دهد دلم برای کسی تنگ است که آمد و رفت و پایان داد. بهترین اواز زندگی ام صدای تپش قلب توست و بهترین روز زندگی ام روز تولد توست. تنها برای تو که اولین وآخرین حکایت بی انتهای عشقم هستی می نویسم که دوستت دارم شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی تو را با لهجه گلهای نیلوفر صدا کردم.. تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم... پس از یک جستجوی نقره ای در کوچه های آبی احساس, تو را از بین گلهایی که در تنهایی ام روئید با حسرت جدا کردم و تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی: دلم حیران و سرگردان چشمانی است رویایی و من تنها برای دیدن آن چشم تو در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم... و این بود آخرین حرفت و بعد از رفتنت حریم چشمهایم را به روی غروب نارنجی خورشید وا کردم... نمی دانم چرا رفتی؟ نمی دانم چرا؟ شاید خطا کردم محبت شعاع درخشاني است كه پيوسته قلب ها رابه هم گره ميزند. شايد آن روز كه سهراب نوشت"تا شقايق هست زندگي بايد كرد" خبري از دل پر درد گل ياس نداشت:بايد اينجور نوشت چه شقايق باشي چه گل ميخك وياس "زندگي اجباريست" من آهنگ غریب روزگارم ، غمی در انتهای سینه دارم ، تمام هستیم یک قلب پاک است ، که آن را زیر پایت می گذارم ... بهترین مترجم کسیست که سکوت را ترجمه کند کسايي که به فکرمون هستن رو به گريه مي اندازيم. ما گريه مي کنيم براي کسايي که به فکرمون نيستن. و ما به فکر کسايي هستيم که هيچوقت برامون گريه نمي کنن عاشق شدن مثل دست زدن به آتيش می مونه . پس سعی کن تا وقتی که جراتش رو پيدا نکردی هيچ وقت بهش دست نزني اما اگه بهش دست زدی سعی کن طاقتش رو داشته باشی که تو دستهات نگهش داری يك تيكه بلور از جنس حضور يك ياس سپيد در رنگ اميد با هر چه صفاست از سوي خداست تقديم توباد همیشه شنیدم از مادر که : مروارید ها در صدفها پنهانند و صدفها در آب با تمام وجود صدا می کنم خدا را ... ای خدای دریاها به دلمان غواصی بیاموز گل سرخ نگاهي به گل وحشي كه در سراشيبي دره روييده بود انداخت و گفت :اي بيچاره دلم برايت ميسوزد هميشه در وحشت از ريشه در آمدني و هنگام غروب آفتاب اول از تو رو برميگرداند. اما من آسوده خاطر روي زمين نشسته ام. فردا صبح طوفاني همه چيز را از ريشه كنده بود به غير از گلهاي وحشي كه در سراشيبي دره ريشه دوانده بودند. روي تخته سنگي نوشته شده بود:اگر جواني عاشق شد چه كند؟ من هم زير آن نوشتم:بايد صبر كند براي بار دوم كه از آنجا گذر كردم زير نوشته ي من كسي نوشته بود:اگر صبر نداشته باشد چه كند؟من هم با بي حوصلگي نوشتم:بميرد بهتراست، براي بار سوم كه از آنجا عبور مي كردم.انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد.اما زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم گفتي عاشقمي، گفتم دوستت دارم.گفتي اگه يه روز نبينمت ميميرم، گفتم من فقط ناراحت ميشم.گفتي من بجز تو به كسي فكر نمي كنم، گفتم اتفاقا من به خيلي ها فكر مي كنم.گفتي تا ابد تو قلب مني، گفتم فعلا تو قلبم جا داري.گفتي اگه بري با يكي ديگه من خودمو مي كشم، گفتم اما اگه تو بري با يكي ديگه، من فقط دلم ميخواد طرف رو خفه كنم.گفتي ... ، گفتم... .حالا فكر كردي فرق ما كجا بود؟فرق ما اينه كه: تو دروغ گفتي، بمون!! گفتم: ديگه نه! گفتي: پس عاشق نبودي؟! سكوت كردم سكوت!!!! بزرگترين فريادم تو اون غروب عشق بود.............. مي دانم مي دانم نشنيدي و تو در ميان اشكهايم وآخرين تپش هاي قلبم براي هميشه غرق شدي.... مي دونم! مي دونم!! تو دلتت به مـن خـنديدي ولــي من برات خيلي گريه كردم من چيزي رو از دست نداده بودم اين تو بودي كه خيلي چيزا را از دست داده برگشتم تو را فراموشتت كنم ديدم تو اصلا نبودي كه فراموشتت كنم اگر از پايان گرفتن غم هايت نا اميد شده اي ، به خاطر بياور زيباترين صبحي که تا به حال تجربه کرده اي مديون صبرت در برابر سياهترين شبي هستي که هيچ دليلي براي تمام شدن نمي ديد ... زندگی یعنی بازی. سه ، دو ، یک … سوت داور............ بازی شروع شد!!! دویدی ، دست و پا زدی ، غرق شدی ، دل شکستی ، عاشق شدی ، بی رحم شدی ، مهربان شدی… بچه بودی ، بزرگ شدی ، پیر شدی سوت داورــــــ0 ?ــــــــــ بازی تمام شد... زندگی را باختی سه چيز تو دنيا خيلي قشنگه: ۱. نگاهي كه از حادثه ي عشق تر است. ۲. لحظه شماري براي ديدنش (كه خيلي هم سخته) يك چيز تو دنيا هست كه خيلي ملال آوره اينكه كنارش باشي و ازش خيلي دور باشي كاش جمله زيباي دوستت دارم بي هيچ غرضي بر زبان ها جاري بود! اي كاش از گفتن دوستت دارم، از ترس سوءتفاهم ها و غلط انديشي ها باز نمي ايستاديم، اي كاش محبت را بي هيچ چشمداشتي حتي چشم داشت محبت، به او كه دوستش داريم هديه ميداديم اي كاش، جمله دوستت دارم را به هوس آلوده نميكرديم.... اي كاش... آن قدر دیوانه ام که دیوانگی ات را نمی بینم به ياد نامردي كه همه چيزمو ازم گرفت اما هنوزم تا مي بينمش دست ودلم مي لرزه عشق با غرور زيباست ولي اگر عشق را به قيمت فرو ريختن ديوار غرور گدايي كني آن وقت است كه ديگر عشق نيست صدقه است چقدر سخته گل ارزوهات رو تو باغ ديگري ببيني و هزار بار تو خودت بشكني اونوقت اروم زير لب بگي : گل من باغچه ي نو مبارك... عشق يعني علاقه نه كفگير و ملاقه من عاشق تو هستم من تو رو مي پرستم يه لنگه كفش به دستم منتظر تو هستم دوستت دارم عاشقانه تا ابد يادت هميشه توي قلبم هست بهترينهارو برات ميخوام دوست های خوب مثل ستاره ها هستند حتی وقتی نمی بینیشون خیالت راحته که سر جاشون هستند( همیشه ستاره بمان ) االو سلام منزل خداست؟ اين منم مزاحمي که آشناست هزار دفعه اين شماره را دلم گرفته است ولي هنوز پشت خط در انتظار يک صداست شما که گفته ايد پاسخ سلام واجب است به ما که مي رسد ، حساب بنده هايتان جداست؟ الو دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد خرابي از دل من است يا که عيب سيم هاست؟ چرا صدايتان نمي رسد کمي بلند تر صداي من چطور؟ خوب و صاف و واضح و رساست؟ اگر اجازه مي دهي برايت درد دل کنم شنيده ام که گريه بر تمام دردها شفاست دل مرا بخوان به سوي خود تا که سبک شوم اگر دنياي ما دنياي سنگ است بدان سنگيني سنگ هم قشنگ است اگر دنياي ما دنياي درد است بدان عاشق شدن از بحررنج است اگر عاشق شدن پس يک گناه است دل عاشق شکستن صد گناه است يه سلام آلبالويي به تو كه خيلي هلويي، يه سلام توتفرنگي به تو كه خيلي قشنگي، يه سلام پرتقالي به تو كه خيلي باحالي |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 13:22 توسط ماکول
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام به همه ی دوستان خیلی خوبم که بازم بهم لطف کردند وبا نظرات قشنگشان منو شرمنده خودشان کردند راستی دوروز پیش تولدم بود یعنی شب یلدا خیلی از دوستان از طریق تلفن واس ام اس ووبلاگم بهم تولدموتبریک گفتند واقعا خوشحالم کردند من میخوام همین جا از همشون تشکر کنم وبگم که خیلی خیلی خوشحالم کردند . من شرمنده همشون هستم برای همین خاطر این مطلبو به همه ی متولدین دی ودوستام تقدیم می کنم.
عشق با روح شقایق زیباست ، عشق با حسرت عاشق زیباست ، عشق با نبض دقایق زیباست ، عشق در حسرت دیدار تو زیباست ؛ به امید دیدار روزگاریست در این کوچه گرفتار توام باخبر باش که در حسرت دیدار توام گفته بودی که طبیب دل هر بیماری پس طبیب دل من باش که بیمار توام
عاشقی را شرط اول ناله وفریاد نیست تا کسی از جان شیرین نگذرد فرهاد نیست عاشقی مقدورهر عیاش نیست غم کشیدن صنعت نقاش نیست
اگه قرار بود لیلی و مجنون به هم میرسیدن که دیگه نه لیلی لیلی بود نه مجنون مجنون عشق واسه رسیدن نیست . عشق حسرت رسیدنه
چه زیباست بخاطر تو زیستن و برای تو ماندن و به پای تو سوختن و چه تلخ و غم انگیز است دور از تو بودن برای تو گریستن و به عشق و دنیای تو نرسیدن … ای کاش میدانستی بدون تو و به دور از دستهای مهربانت زندگی چه ناشکیباست …
عشق با غرور زیباست ولی اگر عشق را به قیمت فرو ریختن دیوار غرور گدایی کنی… آن وقت است که دیگر عشق نیست…
هیچ کس نمی تواند به عقب برگردد و از نو شروع کند، اما همه می توانند از همین حالا شروع کنند و پایان تازه ای بسازند
ای مهربانم، ازین پس هرشب سراغت را از ماه می گیرم و هر روز به خورشید می سپارمت تا مبادا به سایه غم گرفتار شوی آری دوستی دو نیمه دارد نیمی از آن عشقی است که دل تو را بیقرار کرده است و نیمی دیگر آن محبتی است که در دل من می تپد گل را برای مکانی عشق را برای زمانی و تو را برای همیشه دوست دارام افسوس که عشق جاودانه نیست.عشق گل سرخیست که طاقت طوفان را ندارد. عشق یک خاطره سبز است که از آمدن پاییز میترسد هر وقت بعد ??? سال رفتی اون ?نیا وقتی خواستی از پل صراط رد شی و بهت گفتن یکی حلالت نکرده اون منم که به این بهونه یه بار دیگه میخوام ببینمت همیشه دلیل شادی کسی باش نه قسمتی از شادی او، و همیشه قسمتی از غم کسی باش نه دلیل غم او .اوژن استوار
هیچ وقت از خدا نخواه که همه ی دنیا مال تو باشه … همیشه از خدا بخواه کسی که همه ی دنیای توست مال کسی دیگه نباشه تو به اندازه تنهایی من زیبایی ، من به اندازه زیبایی تو تنهایم آنکه چشمان تو را اینهمه زیبا می کرد کاش از روز ازل فکر دل ما میکرد یا نمی داد به تو اینهمه زیبایی را یا مرا در غم عشق تو شکیبا میکرد لیوان ز لبت بوسه گرفت و من بوسه ز لیوان دیدی ز لبت بوسه گرفتم به چه عنوان آنشب که دلی بود به میخانه نشستیم . آن توبه صد ساله به پیمانه شکستیم . از آتش دوزخ نهراسیدیم که آن شب . ما توبه شکستیم ولی دل نشکستیم . کاش میشد بوسه بارانت کنم. جان عاشق را به قربانت کنم. ای که دور از من و در قلب منی، با وفا باش که دنیای منی جان اسیر دل….دل اسیر دوست…..دوست چه میداند؟؟دل اسیر اوست
عاشقانه ترین نگاهم را روی قایقی از باد نشاندم و پارو زنان سوی تو فرستادم وقتی به ساحل نگاه تو رسید تو چشمانت را بستی و قایقم غرق شد به پایان فکر نکن .. اندیشیدن به پایان هر چیز شیرینی حضورش را تلخ می کند .. بگذار پایان تو را غافلگیر کند درست مانند آغاز
حقیقت انسان به آنچه اظهار می کند نیست، بلکه حقیقت او نهفته درآن چیزی است که از اظهار آن عاجز است بنابراین اگر خواستی او را بشناسی نه به گفته هایش, بلکه به نا گفته هایش گوش کن
تو این مملکت که اینقدر با اعتیاد مبارزه میشه تو چرا نارفیقی کردی و منو معتاد خودت کردی ؟!! به نام خدا خالق انسان . به نام انسان خالق غم ها . به نام غم ها به وجود اورنده ی اشک ها . به نام اشک تسکین دهنده ی قلب ها . به نام قلب ها ایجاد گر عشق و به نام عشق زیباترین خطای انسان دوری دوستیهای کوچیک را از دل می بره/ولی به دوستی های بزرگ عظمت میده /مثل باد که یک کبریت را خاموش می کنه/ولی شعله ی اتش را بیشتر می کنه . عشق حقیقی مثل روح است افراد زیادی درباره ی آن صحبت میکنند ولی تعداد حدودی آن را دیده اند. لذت عشق ؛ زمانی که آن را نثار میکنید بیشتر از زمانی است که دریافتش میکنید!!! آنچه جذاب است سهولت نیست، دشواری هم نیست، بلکه دشواری رسیدن به سهولت است خداوند هر گاه بخواهد انسانی را فاسد کند او را به تمامی آرزوهایش می رساند به سنگ ها گفتند لحظه ای انسان باشید. سنگها گفتند هنوز به قدر کفایت سخت نشده ایم دورت بگردم چیست؟ دایره ای فرضی ست که تا اطلاع ثانوی از فرد مورد نظر حمایت می کند! سکوتم:صدای تو ؛ هوایم:هوای تو دلتنگم:برای تو ؛ تنهایم:برای تو زندگیم:فدای تو یادته بهت گفتم که خشت دیوار دلتم تو هم منو شکستی ولی اشکال نداره حالا خاک زیر پاتم یکی بهم گفت این جاده رو برو تا به آخرش برسی آخر جاده تو رو دیدم بعد از کلی فکر کردن تازه فهمیدم که تو آخرشی… می خواهم گلی را برایت بفرستم اما میترسم از اینکه پژمرده شود پس \”س\” را از \”گل سرخ\” و \”ل\” را از گل \” لاله\” ، \”ا\” را از گل \”اطلسی\” و \”م\” را از گل \” مریم\” بر میدارم و سلام را تقدیمت می کنم گر چه از دوری این فاصله ها مأ یوسم از همین فاصله دور تو را می بوسم
رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را نزن ، ابتدای یک پریشانی است حرفش را نزن ، دوست داری بشکنی قلب پریشان مرا ، دل شکستن کار آسانی است حرفش را نزن عشق یعنی کوچک کردن دنیا به اندازه یک نفر یا بزرگ کردن یک نفر به اندازه دنیا ?=?+? تو ‘یک’ هستی و من ‘صفر’ ،من باشم یا نباشم تو یک هستی… ولی اگر تو نباشی من هیچم…! ! !
نابینا گفت : دوستت دارم ماه گفت تو که منو نمی بینی؟ چطوری دوستم داری . نابینا گفت :اگه می دیدمت ؟ عاشق زیبایت می شدم . اما حالا که نمی بینمت عاشق خودت هستم با خیال تو بسربردن اگر هست گناه ، با خبر باش که من غرق گناهم همه شب
معلم گفت{الف}گفتم او.معلم گفت{ب}گفتم با او.معلم گفت{پ}گفتم پیش او.معلم گفت{ج}خواستم بگویم جدایی گفت نگو
وقتی می رفتی بهار بود. تابستان نیامدی. پاییز شد. پاییز که نیامدی پاییز ماند. زمستان که نیایی باز پاییز می ماند… تو رو خدا فصل ها رو به هم نریز! پاشو بیا دیگه
پروردگارا از عشق امروزمان چیزی برای فردایمان باقی بگذار….به اندازه یک نگاه…به اندازه یک لبخند….تا به یاد داشته باشیم که روزی عاشق هم بودیم
کاش مــی شد بر جـــــدایی خشــــم کرد شاخه های نســترن را با تواضع پخش کرد کاش می شد خانـــه ای از مهـــر ساخت مهـــــــربانی را در آن سر مشـق کرد روی دل های حقــــــیقی نقــــــش کرد
دوستی ..شوخی سرد آدمهاست ..بازی شیرین گرگم به هواست.. واسه کشتن غرور من و تو ..دوستی.. توطئه ثانیه هاست در عرض يک دقيقه مي توني يه نفر روخورد کني در يک ساعت ميشه کسي رو دوست داشت و در يک روز عاشق شد ولي يک عمر طول ميکشه تا کسي رو فراموش کني. متواضع باشید آنگاه دعاهایتان ابر ها را خواهد شکافت و به عرش خدا خواهد رسید !! **زندگی یعنی حضور در دقیقه ها .. زندگی یعنی رشد با تمام توان.. زندگی یعنی تنهایی و کشف خدا !! یا به اندازه ی آرزوهاتون تلاش کنید.. یا به اندازه ی تلاشتون آرزو ... ! "شکسپیر" ؟!! **اگر میخواهی ارزشت رو نزد خدا بدونی ..؟ نگاه کن ببین ارزش خدا نزد تو در وقت گناه چقدر است ؟ !!!*
هر چی مهربونتر باشی بیشتر بهت ظلم میکنن ... هر چی صادق تر باشی بیشتر بهت دروغ میگن... هر چی دلسوزتر باشی بیشتر سرت کلاه میذارن... هر چی قلبتو آسونتر در اختیار بذاری راحت تر لهش میکنن... هر چی آرومتر باشی فکر میکنن آدم ضعیفی هستی... هر چی بیشتر به فکر دیگران باشی، بیشتر حقتو میخورن... هر چی خودتو خاکی تر نشون بدی واست کمتر ارزش قائلن با همه اینها باز سعی كن مهربون باشي |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سوم دی 1387ساعت 20:31 توسط ماکول
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام به همه ی دوستان خیلی خوبم که با نظراتشان بازهم به من لطف کردند ومنو شرمنده کردند سلام به همه ی آنهایی که دلم برایشان خیلی تنگ شده اما نمی توانم ببینمشان کاش یکی از آنها این مطالب را می خواند میدونی این چیه؟!
. کاش غرورم را که در پستوی سادگی ام پنهان بود می يافتی، اما تو این سادگی را بهانه ای قرار دادی برای در هم شکستن غرورم... . توی زندگیت هرگز اخم نکن چون ممکنه یه نفر فقط به لبخند تو زنده باشه... . اگر بوی گلی را دوست نداری لااقل شاخه هايش را نشكن . برای شکستن من یه اخم کافیه... نیازی به فریادت نیست، واسه اشک ریختنم سکوت تو کافیه... نیازی به قهر نیست، برای مردنم حرف رفتنت کافیه... نیازی به انجامش نیست... . و کسی می گوید سر خود بالا کن ، به بلندا بنگر. به بلندای عظیم به افق های پر از نور امید و خودت خواهی دید و خودت خواهی یافت خانه ی دوست کجاست... خانه دوست در آن عرش خداست ، خانه ی دوست در آن قلب پر از نور خداست و فقط دوست ، خداست... هرگاه شادم یاد تو غمگینم می کند. هرگاه غمگینم یاد تو شادم می کند. پس هر دو را دوست دارم چون حکایت از تو می کند. میگن عشق مثل خورشید می مونه هنوز از طلوعش به حد کافی لذت نبردی که از غروبش دلگیر می شی. من در این کلبه خوشم ، تو در آن اوج که هستی خوش باش . من به عشق تو خوشم ، تو به عشق هر که هستی خوش باش . لبخند بدون اینکه دهندهش رو فقیر کنه گیرندشو ثروتمند می کنه . دیشب دفترچه قسطامو ورق می زدم تا آخر عمر بدهکار مهربونیاتم ... ماهی به آب گفت : تو نمی تونی اشکای منو ببینی چون من تو آبم . اب جواب داد : اما من میتونم اشکهای تو رو ببینم چون تو تو قلبمی . ای عشق مدد کن تا به سامان برسیم زین مزرعه تشنه به باران برسیم یا من برسم به یار ، یا یار به من یا هر دو بمیریم و به پایان برسیم . زندگی طاس خوب آوردن نیست ، طاس بد را خوب بازی کردن است . عزیزم این دسته گل تقدیم تو،به شرط اونکه تو خودت گل باشی و من خاک زیر پات تقصير دلم چيست اگر روی تو زيباست_حاجت به بيان نيست که از روی تو پيداست_من تشنه ی يک لحظه تماشای تو هستم_افسوس که يک لحظه تماشای تو روياست ویکتوهگو میگه : هرگز به کسی که دوستش داری نگو دوست دارم .... ویکتوهگو غلط کرد !!!!! دوستت دارم ، دوستت دارم ، دوستت دارم ... دیشب چک عشق تو را به بانک محبت بردم . باز هم حسابت خالی بود . این بار چک را اجرا گذاشتم تا حکم قلبت را بگیرم بی وفا عابد شهر چشاتم ، دل من اهل ریا نیست . اونی که مثل تو باشه ، حتی توی قصه ها نیست . دل دیوونه تنهام ، مثل دنیا بی وفا نیست . هر جای دنیا که باشی ، دل من از تو جدا نیست دروغگو ، وسواسی ، ساده لوح ، تندخو ، تنبل ، دیوونه ، احمق ، روانی ، مریض . حالا حرفهای اولش را با هم جمع کن تا حرف دلم را بفهمی . ... ببخشید بد موقع مزاحم شدم ....1 سوال داشتم ....من اگه بخوام قربونت برم از کدوم طرف باید برم؟؟؟!! « کاش بودي تا دلم تنها نبود تا اسير غصه ي فردا نبود کاش بودي تا براي قلب من زندگي اين گونه بي معنا نبود کاش بودي تا لبان سرد من بي خبر از موج و از دريا نبود کاش بودي تا فقط باور کني بعد تو اين زندگي زيبا نبود عشق گلي است که دو باغبان آن را مي پرورانند عشق آن است که همه خواسته ها را براي او آرزو کني تنهايي،
اين واژه را بلندترين شاخه درخت خوب مي فهمد عهد
كردم اگر بوسه داد توبه كنم... بوسه اي داد چو برداشت لب از روي
لبم توبه كردم كه دگر بوسه بي جا نكنم خدايا اگر تو درد عاشقي را مي كشيدي تو هم زهر جدايي را به تلخي مي چشيدي اگر چون من به مرگ ارزو ها مي رسيدي پشيمان ميشدي از اينكه عشق را افريدي گه خوبي بدي از ما ديدي من رو حلال كن چون فردا مي خوام برم بيمارستان كه دريچه ي قلبم رو عمل كنم و يه دريچه بذارم كه فقط به روي تو باز بشه تمناي من براي با تو بودن... تمناي آب براي زنده بودن است! تمناي هوا براي نفس کشيدن است! تمناي آتش براي گرم شدن است! تمناي خاک براي روئيدن است! تمناي صدا براي فرياد زدن است! تمناي نور براي روشن بودن است! و تمناي عاجزانه ام... تمناي عشق براي عاشق بودن است!!!
در
دفتر يادبود دوستان بر روي درختان كهنسال بر روي شنهاي ساحلي نوشتم دوستت
دارم ، اما دفتر ياد بود دستان پاره شد، باد درختان كهنسال را شكست ، امواج شنهاي ساحل
را شست و برد اما ! هيچ چيز نتوانست ياد تو را از صحنه ي قلبم پاك كند .... هيچگاه
ويتريني نداشتهام آتشي که عشق روشن مي کند بسيار بيشتر از سردي و خاموشي اي است که تنفر به بار مي آورد و من هرگز نمي توانم کسي را که به او لبخند نزده ام از ته دل دوست داشته باشم
عکس تو رو طاقچه قلب منه بهترین خاطره عمر منه دل اگه بخواد بیفته بشکنه عکستو طوری گذاشتم نشکنه
ویرانه نه آن است که جمشید بنا ساخت ویرانه نه آن است که فرهاد فرو ریخت ویرانه دل ماست که با هر نگه تو صد بار بنا گشت و دگر بار فرو ریخت
مینویسم ” د ی د ا ر” تو اگر بی من و دلتنگ منی یک به یک فاصله ها را بردار
زندگی برگ بودن در مسیر باد نیست امتحان ریشه هاست؛ ریشه هم هرگز اسیر باد نیست
چیزی که زن دارد و مرد را تسخیر می کند ، مهربانی اوست ، نه سیمای زیبایش
ای دوست دلت همیشه زندان من است آتشکده عشق تو از آن من است آن روز که لحظه وداع من و توست آن شوم ترین لحظه پایان من است میدونی هر بار که پلک میزنی من نفس می کشم؟ پس به کسی خیره نشو چون من خفه میشم
کاش میشد بوسه بارانت کنم. جان عاشق را به قربانت کنم. ای که دور از من و در قلب منی، با وفا باش که دنیای منی
بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند.قاب عکس توست اما شیشه ی عمرمن
است بوسه بر مویت زنم ترسم که زمان طولانی میشه واسه اونایی که غصه دارن . کوتاه میشه واسه اونایی
که شادن .دیر میگذره برای اونایی که منتظرن .زود میگذره برای اونایی که عجله دارن.
اما ...... اما ابدی میشه برای اونایی که عاشقن
آن زمان که دوستمان دارند لجبازی ميکنيم ... و بعد ... براي آنچه از دست رفته آه ميکشيم اگر کسي را دوست داشته باشي ،نمي توني توي چشم هاي اون زل بزني... نمي توني دوريش را تحمل کني... نمي توني بهش بگي که چقدر دوستش داري... نمي توني بهش بگي چقدر بهش نياز داري ... واسه همينه که عاشق ها ديوونه ميشن مرا اینگونه باور کن... کمی تنها ، کمی بی کس ، کمی از یادها رفته... خدا هم ترک ما کرده ، خدا دیگر کجا رفته...؟! نمی دانم مرا آیا گناهی هست..؟ که شاید هم به جرم آن ، غریبی و جدایی هست..؟؟؟ قاب عكستو زدم
جاي ساعت ديواري من به دو چيز عشق مي ورزم يكي تو و ديگري وجود تو، به دو چيزاعتقاد دارم يكي خدا وديگري تو، من در اين دنيا دو چيز ميخواهم يكي تو وديگري خوشبختي تو. کاش کسي تو دلمون پا نميذاشت... کاش اگه پا ميزاشت دلمون رو تنها نميذاشت... کاش اگه تنها ميذاشت رد پاش رو روي دلمون جا نميزاشت گرتواين دنيا کسي هست که با ديدنش رنگ رخسارت عوض ميشه و قلبت ابروتو به تاراج مي بره. مهم اين نيست که اون مال تو باشه، مهم اينه که باشه. نفس بکشه، زندگي کنه و از زندگيش لذت ببره خيانت تنها اين نيست كه شب را با ديگري بگذراني ... خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد ! خيانت تنها اين نيست كه دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري ... خيانت ميتواند جاري كردن اشك بر ديدگان معصومي باشد آري دوستي دو نيمه دارد نيمي از آن عشقي است که دل تو را بيقرار کرده است و نيمي ديگر آن محبتي است که در دل من مي تپد به چشمي اعتماد کن که به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد ، به دلي دل بسپار که جاي خالي برايت داشته باشد و دستي را بپذير که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است هیچ وقت نذار هر رهگذری که رد میشه رو دلت یادگاری بنویسه چون بعدا پاک کردنش خیلی سخته با لمس عشق و محبت می توان شیطان را از قلبها بیرون راند. در شگفتم که سلام آغاز هر دیداریست ، ولی در نماز پایان است . شاید این بدین معناست که پایان نماز ، آغاز دیدار است کیسه کوچک چایی تمام عمر دلباخته ی لیوان بود ، ولی هر بار که حرف دلش را می زد صدایش در آب جوش می سوخت ... کیسه کوچک چای با یک تیکه نخ رفت ته لیوان و حرف دلش را آهسته گفت ؛ ... لیوان سرخ شد! باز در کلبه ی عشق عکس تو مرا ابری کرد.عکس تو خنده به لب داشت ولی اشک چشم مرا جاری کرد تقديم به
انكه دارمش
دوست زیبا ترین عکس ها در اتاق های تاریک ظاهر میشن پس هروقت تو قسمت تاریک زندگیت واقع شدی بدون که خدا قصد داره یه تصویر زیبا ازت بسازه روز اول گل سرخی آورد و گفت همیشه دوستت دارم روز دوم گلی زرد رنگ آورد و گفت دوستت ندارم روز سوم گل سفیدی برایم آورد و سر قبرم گذاشت و گفت مرا ببخش، فقط یک شوخی بود بهت نگفتم تا
حالا اینکه چقد دوست دارم اما حالا بهت می گم بی تو دارم کم می یارم امروز با هم بودن را تجربه میکنیم و شاید فردا به یاد هم بودن را..... پس امروزمان را زیبا کنیم به حرمت خاطرات فردا.... تا روزي كه رفتي مي پنداشتم عشق همه اش شيريني است! اما آن روز چشمانت به من آموخت كه با آخرين نگاه است كه اولين رنج آغاز مي شود تو را به ياد آن روز...... تو را به گلبرگ هاي خشک آن رز خشکيده....... تو را به روز اول بار ديدنت.........تو را به اولين نگاه عاشقانه....... تو را به ياد روز نيامدنت..... تو را به تنهايي روز رفتنت....... تو را به بوي بارون روز برگشتنت....... تنهايم مگذار ديگر كاش مي شد تو روزگارت ديوانه را محبت آرام ميکنه، من رو محبت تو ديوونه ميکنه
حقيقت و عشق تنها مفاهيمي هستن که ارزش زندگي کردن براي آنها وصد البته ارزش مردن براي آنها وجود دارد آموخته ام … كه گاهي تمام چيزهايي كه يك نفر مي خواهد، فقط دستي است براي گرفتن دست او، و قلبي است براي فهميدن وي ميدوني آدما بين الف تا ي قرار دارند. بعضي ها مثل " ب " برات ميميرند، مثل " د " دوستت دارند، مثل " ع " عا شقت ميشوند، مثل " م " منتظر مي مونند تا يه روز مثل " ي " يارت بشن مرگ از زندگي پرسيد چرا من تلخم و تو شيريني؟ زندگي در جواب گفت : چون من دروغم و تو حقيقت خواستم از عشق برات بگم گفتم : میدونی. خواستم از غم برات بگم گفتم میدونی حالا از ته قلبم میخوام بگم : دوستت دارم چون نمی دونی دوتا آدم برفی كه میونشون یه رود بود عاشق هم مي شن. اونا از عشق هم آب مي شن به امید این كه يه روزی توی رودخونه به هم برسن براي خريدن عشق هر كس هر چه داشت آورد ،ديوانه هيچ نداشت و گريست ،گفتند چون هيچ ندارد مي گريد ، اما هيچ كس ندانست كه قيمت عشق اشك است دختره از پسره پرسيد من خوشگلم؟گفت نه .گفت دوستم داري؟گفت نوچ؟ گفت اگه بميرم برام گريه ميکني؟ گفت اصلا؟دختره چشماش پر از اشک شد. هيچي نگفت:پسره بغلش کرد گفت:تو خوشگل نيستي زيبا ترين هستي.تورو دوست ندارم چون عاشقتم. اگه تو بميري برات گريه نمي کنم چون من هم ميمرم اسمتو نمي ذارم دريـــــا كه
خشك بشي از طرف اونيکه تنهاست ... تنها اومده .... تنها ميره ....تنهاش ميذارن ... تنها نمي ذاره ... تنها يه آرزو داره .... اونم اينه که تو تنهاش نذاري هيچوقت به چشمات راز دلت رو نگو چون راز نگه نمي دارد و گريه مي كند قلبمو هدیه می دم بهت . مواظبش باش . نه به خاطر اینکه قلبمه به خاطر اینکه تو توشی یک روزعشقت را دزدیدم و برای اینکه جای مطمئنی داشته باشد آن را در قلبم پنهان کردم غافل از اینکه روزی برای پس گرفتن آن... قلبم را خواهی شکست آدم عزیزانشو فراموش نمیکنه بلکه به ندیدنشون عادت میکنه.....تقدیم به کسی که عادت به ندیدنش مثل فراموش کردنش غیرممکنه وقتی ازت دورم فکر نکنی فراموشت
می کنم اگه شکلات بودی شیرین ترین بودی. اگه عروسک بودی بقلی ترین بودی. اگه ستاره بودی روشن ترین بودی. و تا زمانی که دوست منی عزیزترینی اگر چشمان من درياست تو كه میدونی من زیاد به
خیابونا وارد نیستم شكوفه هاي صورتي فداي مهربونيات... يه دل كه بيشتر ندارم اونم فداي خوبيات من بايد كدوم كشور رو فتح كنم تا تو حاضر بشي منو شهردار ثابت دهكده ي قللبت بكني ؟ خدا يكتاست ، قلب تنهاست ، عمر تكرار لحظه هاست ، كسي كه اين اس ام اس رو ميخونه عزيز دل هاست الهي هميشه مثل چراغ راهنمايي
باشي . ديروز خواب دیدم با يك دسته گل
اومده بودی به ديدنم، اصل زندگي:1-خاطرات-2-غم-3-عشق.....با اولي زندگي كن.دومي رو به خاطر سومي تحمل كن بيشتر وقت ها چشمام به قلبم حسودي ميكنند ميدوني چرا؟چون بيشتر وقت ها توي قلبمي تا جلوي چشمام اگه ديدي يه خرس دنبالت كرد نترس چون اونم فهميده تو چه عسلي هستي عشق از دوستی پرسید :تفاوت من و تو در چیست؟ دوستی گفت: من افراد را به سلامی آشنا می کنم ولی تو با نگاهی...... و من آنان را با دروغی جدا می کنم ولی تو با مرگ همون اندازه که ستاره هست ... اگه ماه بود ... بازم این آسمون بی تو سیاه بود كاش بداني روشن ترين ستاره بخت مني . پس بتاب و دنياي مرا روشن كن .
دیگران را ببخش، نه بخاطر اینکه سزاوار بخشش اند؛ بدین دلیل که تو سزاوار آرامشی آسمان رنگ
خدا گشت بيا پر بزنيم دستم بوی گل می داد. مرا به جرم چیدن گل محکوم کردند، اما هیچکس فکر نکرد که من شاید یک گل کاشته باشم. موقعی که داری واسه بدست آوردن کسی میدوی آروم بدو چون شاید یکی هم داره واسه بدست آوردن تو میدوه
چه بسیارند کسانی که به هنگام غروب ، از غصه ناپدید شدن آفتاب چنان می گریند که ریزش اشک ها مانع از دیدن ستارگان می شود
انواع قهوه : ?- شیرین مثل لبات ? - رقیق مثل قلبت?- تلخ مثل دوریت
بیــا تا از همــه دنیا رهـا شیـم بیا مانند روح آدما شیم بیاتا از میون این همه درد یه درمونی واسه دیوونه ها شیم بیــا تا از میون این ضوابط یه پارتی ای واسه رابطه ها
عشق گلی است که اگر آن را به قصد تجزیه و تحلیل پرپر کنید، هرگز قادر نخواهید بود که آن را دوباره جمع کنید
ما آدما همیشه صداهای بلند و می شنویم ، پررنگها رو می بینیم و کارهای سختو دوست داریم ، غافل از اینکه خوبها آسون میان ، بی رنگ می مونن و بی صدا می رن !
داشتم اشکهایم را روی نامه ای عاشقانه با قطره چکان جعل میکردم خاطرم آمد شاید دلتنگ خنده هایم باشی ببخش اگر این روزها عشق با گریستن ثابت میشود
بهای عشق چست بجزعشق به هم رسیدن یعنی اغاز با هم ماندن یعنی زند گی …زندگی با عشق یعنی کا میابی خیلی سخته توی پاییز با غریبی آشنا شی اما وقتی که بهار شد یه جوری ازش جدا شی خیلی سخته یک غریبه به دلت یک وقتی بشینه بعد اون بگه که هرگز نمی خواد تو رو ببینه اگه از تو ننوشتم ، فکر نکن سرم شلوغه توی زندگی یه وقتا ، تنهایی رمز عبوره اگه از چشمات گذشتم ، فکر نکن عاشق نبودم مطمئن باش توی دنیا ، دل به تو سپرده بودم . امروز رفتم برات یه ساعت بخرم ولی هر چی گشتم هیچ ساعتی به قشنگی اون ساعتی که دیدمت پیدا نکردم آنکه مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت در این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد تنه ای بر در این خانه تنها زد و رفت چشم هایت وقتی دروغ می گویی زیبا تر می شوند اگر می خواهی زیباترین باشی همیشه به من بگو دوستت دارم |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 20:51 توسط ماکول
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام
به همه ی دوستان عزیزم که لطف کردند وبا نظرات خوبشان من وپاکول جون را
خوشحال کردند ببخشید توی این یک ماه نتوانستم مطلب بنویسم این دفعه خیلی
مطلب نوشتم امیدوارم خوشتان بیاید. محبت تنها هديه ای است که احتياج به بسته بندی ندارد. وقتی نیستی نگاهم دست خالی به
چشمم باز میگردد در بازی دل نگاه من مست تو
بود ، هر برگ دلم شكسته پا بسته تو بود . من شاه دلم را به زمین انداختم ، اما چه
كنم كه تك دل دست تو بود موقعی که می خواستمت می ترسیدم
نگات کنم،موقعی که نگات کردم ترسیدم باهات حرف بزنم. موقعی که باهات حرف زدم ترسیدم نازت کنم،موقعی که نازت کردم ترسیدم عاشقت بشم حالا که
عاشقت شدم میترسم از دستت بدم نون و پنیر و چایی ، قصه ی
آشنایی ، الهی یاد نگیری هرگز تو بی وفایی ، روی گلهای نرگس با یه مداد قرمز ،
هزار دفعه نوشتم : زندگی بی تو هرگز ! صدا براي فرياد زدن است! تمناي نور
براي روشن بودن است! و تمناي عاجزانه ام... تمناي عشق براي عاشق بودن است!!! آتشي
که عشق روشن مي کند بسيار بيشتر از سردي و خاموشي اي است که تنفر به بار مي
آورد و من هرگز نمي توانم کسي را که به او لبخند نزده ام از ته دل دوست داشته باشم ای عزیز به
عزیزت قسم عزیزانه عزیز میدارمت تا عزیز بمانی!! پشيماني از کارهايي که انجام داده ايم با مرور زمان کم مي شود. اما براي کارهايي که انجام نداده
ايم هميشگي است.
آسمون وقف نگاهت گل من . در کنار
ساحلت من قایقی
شکسته
ام... تو همان ساحل عشقی که بهت دل بسته ام. یادت هست گفتم دوستت دارم و تو گفتی کوچکی برای دوست داشتن!؟ از شرکت فرش مزاحمتون ميشم اجازه ميديد دلمو فرش زيره پاتون کنم تا هيچ جا جز دل من پا نذاری زندگي 3چيز بيشتر نيست:
تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ... تنهايي را دوست دارم زيرا
عشق دروغي در آن نيست ... تنهايي را دوست دام زيرا تجربه کردم ... تنهايي را دوست
دارم زيرا خداوند هم تنهاست .. . تنهايي را دوست دارم زيرا.... در کلبه تنهايي
هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد تقديم به
انكه دارمش
دوست باز در کلبه ی عشق عکس تو مرا
ابری کرد.عکس تو خنده به لب داشت ولی اشک چشم مرا جاری کرد چقدر غریبانه به لحظه هایم رنگ شادی زدی و رفتی. تو را هیچ
وقت از خاطر نمی برم که تو آشناترین غریبه من بودی عکستو زدم جای ساعت دیواری از اون موقع به بعد تو شدی تمومه
لحظه هام تقصیر دلم چیست اگر روی تو زیباست حاجت به بیان نیست
که از روی تو پیداست من تشنه یک لحظه تماشای تو هستم افسوس که یک
لحظه تماشای تو رویاست عشق عینک سبزیست که کاه را یونجه می بیند چندی ست که بیمار وفایت شده ام …… در بستر غم چشم به راهت
شده ام …… این را تو بدان اگر بمیرم روزی …… مسئول تویی که من فدایت شده ام نظامی ترین جمله عاشقانه: توی اردو گاه قلبتء منم یه اسیر جنگیء تو منو شکنجه میدیءتوی این قلعه ی سنگی يه روز مادرم
منو نفرين کرد و گفت: الهي درد بي درمون بگيري. نفرينش
گرفت و عاشق شدم! اگر بوي گلي را دوست نداري شاخه هايش را نشكن ميداني چه مي شود وقتي تمام احساساتت و عشقت را جمع كني و همه را به
يك نفر هديه كني ..! مايه نشاطش باشي و تمام تلاشت شاد نگهداشتن او باشد . اما او
بي اعتنا باشد و بي تفاوت . اينچنين است كه لحظه هاي خاموشي جان مي گيرد سالها ارزو ميكردم سايه اش بر سرم باشد كور بودم او سراسر نور بود سايه نداشت عشق زماني است كه درست مثل روزهاي بچگي روي جدول پياده رو ، راه بروي
و بي دليل بخندي پرسيدم چرا دوستم داري؟ توي چشمام نگاه كرد وهيچي نگفت گفتم شايد
واقعا دوستم نداره؟ وقتي رفت فهميدم دوست داشتن دل ميخواد نه دليل .ملاحظه ي حال ديگران را ميکني ، کسي را که دوست داري بيشتر ملاحظه
کن. راز عشق در آن است که به محبوبتان قدرت و آرامش بدهيد و از او قدرت و ارامش
دريافت کنيد، اما نه با اصرار.! راز عشق در آن است که حقيقت اصلي عشق (يعني تفکر)
را از ياد نبريد اگه فقط سه ثانيه وقت داشته باشم يه ثانيه نگات
مي كنم يه ثانيه بهت فكر مي كنم يه ثانيه بهت مي گم دوست دارم من زندم براي اين سه
ثانيه . غريبه ديروز و آشناي امروز و فراموش شده ي
فردايم پس من در آشنايي امروز مي نگرم تا در فراموشي فردا يادم كني !!! من آهنگ غريب روزگارم غمي در انتهاي سينه دارم
تمام هستي ام يك قلب پاك است كه آن را زير پايت مي گذارم مهر دل ما مدام تقديم شما عمري كه شود به كام
تقديم شما پيدا نشد آن هديه كه در شأن شماست يك باغ گل سلام تقديم شما تحفه اي يافت نكردم كه فداي تو كنم يك سبد عاطفه دارم همه ارزاني تو سكوتم را به باران هديه كردم تمام زندگي را گريه كردم نبودي در فراق شانه
هايت به هر خاكي رسيدم تكيه كردم هر چي عشقه با نگينش هر چي خوبه بهترينش آسمونا با زمينش همشون فداي تو عميق ترين درد زندگي دلبستن به كسي است كه بداني هرگز به تو تعلق ندارد اگر کسي را دوست داري، به او
بگو. زيرا قلبها معمولاً با کلماتي که ناگفته ميمانند، ميشکنن زندگي سرسره است ، مي كني دل از خاك، پله پله تا اوج ، مي روي تا
پرواز ،بعد از آن بالا ، مي خوري سر آرام ،ذره ذره تا خاك . . . باهات نبودم ، برات كه بودم بارون وقتي آروم ميگيره كه به زمين برسه چيزي كه نمي توني با دست بلند
كني با چنگ و دندون بلند كن ! گفتی چو خورشید زنم سوی تو پر فدایت ای گل زیبای هستی آروم شي بي صدا ميشم ، نفس
بخواي هوا ميشم اگه چشمات تر شد ،اگه دلت تنگ
شد اگر با گريه دريايي بسازم،اگر
با خنده رويايي بسازم گفتـــــي دلــــت بــــــا
ديگـــــــري است؟ در نگاهت عشق مــن خــــاکستري است؟ خـــــود بسي بهتـــــر
نگويم مـــــن تــــرا ايــــن سکوت مــــن کلام بهتري است مهم نيست در عشق
به وصال برسي, مهم اين است که لياقت تجربه کردن يک عشق پاک را داشته باشي چه کسي مي داند
که تو در پيله تنهايي خود تنهايي؟ چه کسي مي داند که تو در حسرت يک روزنه در
فردايي ؟ پيله ات را بگشا ، تو به اندازه يک پروانه زيبايي دلم را هاله ي
مهتاب كردم....صداي لحظه ها را خواب كردم....به ياد چشمهايت نازنينم....تمام آسمان
را قاب كردم اين هم قطره اي
از درياي وجودم براي تو عزيز دلم.تا به حال حرفهايم را با لبهاي نگاهم بازگو مي
كردم ولي امشب مي خواهم با زبان قلم برايت سخن بگويم تا بارديگر ثابت كنم كه لحظه
لحظه زندگي ام تو را فرياد مي زند . امشب آمده ام با اشك هايم با تو سخن بگويم ديگر نمي خواهم صداي ملامت رااز
حنجره ي شقايق هاي وحشي بشنوم من تو را مي خواهم.من دست سبز تو را براي شکوفايي گل
هاي وجودم مي خواهم بيا که اشکهايم بهانه ي تو را مي گيرند بيا که پريان احساسم
پرواز را فراموش کرده اند بيا که حوريان اشکهايم قسم خورده اند که راه قدم هايت را
نمناک کنند قاصدک داشت
از کنارم رد میشد گرفتمش قسمش دادم تا بیاد پیشت بهت بگه که من خیلی دوست دارم ....
حالا بهت گفته یا نه؟؟ |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 19:17 توسط ماکول
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام به دوستان خیلی خوبم که با نظرات خیلی خوبشون منو وپاکول جون را خوشحال کردند واقعا از همه متشکرم این دفعه هم مطالب را بیشتر نوشتم وهم چندتا عکس براتون گذاشتم بازم از نظرات عالیتون ممنون واقعا شرمندم کردید. یادمان باشد از امروزخطايي نکنیم
انسان يك دشمن دارد و آن حسادت است . مردم بااخلاق معمولا داراي وجداني پاكند . هر وفت خودت را شناختي جامعه را نيز خواهي شناخت. با تقوي و خوبي مي توان سعادت را خريد .
يه چشم هميشه بايد توش اشک باشه وگرنه مي سوزه. يه دل هميشه بايد توش غم باشه وگرنه مي شکنه يه لب هميشه بايد روش خنده باشه وگرنه زود پير مي شه يه کبوتر بايد عشق پرواز داشته باشه وگرنه اسير ميشه يه صورت هميشه بايد شاد باشه وگرنه به دل هيچ کس نمي چسبه يه ديوار هميشه بايد به يه تير تکيه کنه وگرنه مي ريزه يه قلب هميشه بايد به يه نفر ايمان داشته باشه وگرنه فاسد مي شه يه جاده هميشه بايد انتها داشته باشه وگرنه مثل يه کلاف سردرگم مي شه يه قناري بايد به خوش آوازيش ايمان داشته باشه وگرنه ساکت مي شه
ميداني چه مي شود وقتي تمام احساساتت و عشقت را جمع كني و همه را به يك نفر هديه كني ..! مايه نشاطش باشي و تمام تلاشت شاد نگهداشتن او باشد . اما او بي اعتنا باشد و بي تفاوت . اينچنين است كه لحظه هاي خاموشي جان مي گيرد عشق زماني است كه درست مثل روزهاي بچگي روي جدول پياده رو ، راه بروي و بي دليل بخندي عشق رازي است مقدس . براي کساني که عاشقند ، عشق براي هميشه بي کلام ميماند ؛ اما براي کساني که عشق نمي ورزند ، عشق شوخي بي رحمانه اي بيش نيست . پرسيدم چرا دوستم داري؟ توي چشمام نگاه كرد وهيچي نگفت گفتم شايد واقعا دوستم نداره؟ وقتي رفت فهميدم دوست داشتن دل ميخواد نه دليل هرگاه احساس کردي که گناه کسي آنقدر بزرگ است که نميتواني او را ببخشي بدان که اشکال از کوچکي روح توست، نه از بزرگي گناه او اگه يه روز آدما رو با رنگ بشناسن دوست دارم رنگت آبي باشه … كه مثل آسمون هميشه رو سرم باشي .. مي ميرم برات فرياد من از داغ توست ...... بيهوده خاموشم مکن ...... حالا که يادت ميکنم ...... ديگر فراموشم مکن ...... همرنگ دريا کن مرا ...... يکبار معنا کن مرا هر کي با زمزمه عشق دو سه روزي عاشقم شد عشق اون باعث زجر همه دقايقم شد اون که عاشق بود و عمري از جدا شدن مي ترسيد همه هراس و ترسش به دروغش نمي ارزيد دلم براي کسي تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هديه مي دهد دلم براي کسي تنگ است که با زيبايي کلا مش مرا در عشقش غرق مي کند دلم براي کسي تنگ است که تنم اغوشش را مي طلبد دلم براي کسي تنگ است که قلب من براي داشتنش عمرها صبر مي کند دلم براي کسي تنگ است. یک جام پر از شراب دستت باشد تا حال من خراب دستت باشد اين چند هزارمين شب بي خوابيست اي عشق فقط حساب دستت باشد اميد را هيچ وقت ازکسي نگيريد شايد اين تنهاچيزي است که او دارد هيچوقت از دوست داشتن انصراف نده..حتي اگه کسي بهت دروغ گفت بازم بهش فرصت بده...عشق رو تجربه كن... حتي اگر توش شکست بخوري اینو بدون که اگه کسی وارد زندگیت شد گذاشت ورفت علاوه بر اینکه خاطره به جا میذاره می تونه یه تجربه هم به جا بذاره به تو سپرده بودمش به هزارویک امید وامروز برای هزارویکمین بار دلم رو میبرم تا شکستگی اش را گچ بگیرند من از زندگاني آموختم چگونه اشك ريختن را ولي اشكهايم نياموخت چگونه زندگي كردن را آن کبوتر که لب بام شما پر زد و رفت اگر به خطا رفتي، از برگشتن واهمه نداشته باش بخشايش دل، گنهكار را به پشيماني وامي دارد اراده، يكي از عوامل عمده ايمان است به زبانت اجازه مده كه قبل از انديشه ات به راه بيفتد فکر می کردیم عاشقی هم بچگیست... آفتاب باش تا اگر خواستی بر کسی نتابی نتوانی
شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد .بيدار باش من با سبدي پر از بوسه مي آيم و آن را قبل از چيدن روي گونه هايت ميکارم تا بداني اي خوبم دوستت دارم
اگر رفتم تو يادم كن اگر مردم تو خاكم كن اگر ماندم در اين دنيا با نظر خود تو شادم كن هرگز به كسي نگاه نكن وقتي قصد دروغ گفتن داري.. هرگز به كسي محبت نكن وقتي قصد شكستن قلبش را داري.. هرگز قلبي را قفل نكن وقتي كليدش را نداري
فراموش کن چيزي رو که نميتواني به دست اوري.به دست بياور چيزي رو که نميتواني فراموش کني اگه كسي روديدي كه وقتي داري رد ميشي برميگرده ونگاهت ميكنه بدون براش مهمي
محترم بودن نتيجه يك عمر لياقت اندوختن است . اگر مي خواهي اندوهگين نباشي، حسود مباش. يگانه تسكين دهنده آرزوهاي طلايي دو چيز است: صبر و اميد كسي كه حق با اوست از هيچ قضاوتي نمي ترسد. پيروزي متعلق به كساني است كه بيش از ديگران استقامت دارند. اميد، با مرگ هم به گور نمي رود . يک بار براي ديدن دريا قدم به ساحل گذاشتي... اما امواج دريا هزاران بار براي بوسيدن قدمگاهت تا روي ساحل پیش آمدند. دلم برات تنگ میشه اما هزاران بار بر قدمگاهت بوسه میزنم گفتي مي خوام بهت بگم همين روزا مسافرم سفر هميشه قصه رفتن و دلتنگيه درباغ ارزوهايم تورامي بينم وتوحتي يك شاخه محبت از باغ مهرباني دلم نمي چيني.... اگر میخواستم مجازاتت کنم از تو می خواستم به اندازه ای که تو رو دوست دارم مرا دوست داشته باشی اگه تو کوچه پس کوچه های دلم گم شدی دنبال کسی نگرد که آدرس بهت بده چون غیر از تو کسی اونجا نیست يادته يه روز بهم گفتي هر وقت خواستي گريه کني برو زير بارون که نکنه نامردي اشکاتو ببينه و بهت بخنده ...گفتم اگه بارون نيامد چي؟ گفتي اگه چشماي تو بباره اسمون گريش ميگيره ...گفتم :يه خواهش دارم وقتي اسمون چشمام خواست بباره تنهام نذار - گفتي به چشم ...حالا من دارم گريه مي کنم و آسمون نمي باره ........تو هم اون دور دورا ايستادي به من مي خندی . اي عشق مدد كن كه به سامان برسيم چون مزرعه تشنه به باران برسيم يا من برسم به يار يا يار به من يا هردو بميريم و به پايان برسيم اگه نمیتونی کسی رو دوست بداری بدون لیاقت دوستی نداری دوست دارم بمیرم و سیاه پوشت کنم نه انکه بمانم و فراموشت کنم آغاز کسی باش که پایان تو باشد مجنون کسی باش که لیلا تو باش دلم گرفته از آدم هايي که مي گن دوست دارم اما معني شو نمي دونن از آدم هايي که مي خوان مال اونا باشي اما خودشون مال تو نيستن از اونايي که زير بارون برات مي ميرن و وقتي آفتاب مي شه همه چيز يادشون ميره هرگز متنفر نشو حتي از اون کسي که دوستش داشتي ولي حالا نداري 2) بسيار بخند حتي براي کسي که در بغلش گريه کردي 3) هميشه لبخند بزن حتي به کسي که ازش متنفري 4) نگران نباش حتي اگر ديدي دست رفيقت تو دست ديگريه5) ازديگران کم انتظار داشته باش 6) ساده زندگي کن7) دوست خوبي داشته باش چون تنها دوسته که برات ميمونه اگه كسي ديوونت بود ، بازيش نده اگه عاشقت بود ، دوستش داشته باش اگه دوست داشت ، بهش علاقه نشون بده اگه بهت علاقه داشت ، فقط بهش لبخند بزن اينطوري هميشه يه پله ازش عقبتري اگه يه روزي خسته بشه و يه پله بيادعقب تازه ميشه مثل تو ! روزی که به دنیا اومدی داشت بارون می اومد ولی هوا ابری نبود.میدونی چرا؟اون روز فرشته هاداشتن از اون بالا گریه میکردن.چون یکی از اونا کم شده بود. هميشه وقتي که گريه مي کني اوني که ارومت مي کنه دوستت داره اما اوني که با تو داره گريه مي کنه عاشقته گویند غروب جایست که آسمان زمین را می بوسد من امشب برای تو غروب می کنم کجایی ای آسمان من؟؟؟؟؟ موج اگر می دانست که ساحل دستش را نمی گیرد هیچ گاه برای رسیدن نفس نفس نمی زد
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 0:39 توسط ماکول
|
|
||
|
|
|
|
|
پاداش عشق، عشق است . شكست ها، ستون هاي موفقيتند . جهان متعلق به افراد صبور است. مي شود اي دوست آيا آن نگاهت را خريد ؟ يا براي آسمان ها روي ماهت را خريد؟ من دلم لبريز از آشوب و زنگار رو غم است مي شود آيينه وش يه لحظه آهت را خريد؟ کاش هرگز در محبت شک نبود آدمای خوب از یاد ما نمیرن، از دل نمیرن، از ذهن نمیرن، ولی زودتر از اونی که فکرشو کنی از پیشت میرن! به یاد آشنایان آشنا باش به پیوندی که بستیم باوفا باش همیشه یاد تو در خاطرم هست تو هم هرجا که هستی یاد ما باش میدونی سخت ترین لحظه تو زندگی یه آدم چیه ؟ وقتی بفهمی واسه کسی که تمام زندگیته فقط یه تجربه ای مارک تواين مي گويد: بهتر است دهان خود را ببنديد و ابله به نظر برسيد تا اينکه آن را باز کنيد و همه ترديدها را از ميان ببريد. می بینی هنوز همانم همانقدر عاشق همان قدر بی دل هر روز که می گذرد نگاهت عاشقترم می کند ولبخندت شیفته ترم خدا می داند که چقدر برای نبودنت گریه می کنم هنوز در پی جراح زبر دستی میگردم که سرنوشت مرا به تو پیوند بزند شعله ي عشقي كه توي دلم بود رو هيچكس نتونست خاموش كنه اما تو . . . توي جشن تولد هوس هاي رنگارنگت با يه فوت ، سرد و بي نورم كردي. . شونه هام رو بهت قرض میدم که روشون گریه کنی ..گوشام رو تا بشنوه صدانو...دستامو تا اونا رو بگیری..پاهام که همراهیت کنه .. ولی قلبمو نمیدم..چون ار قبل مال خودت بوده برسيدم دوست بهتراست يا برادر؟گفت:دوست برادري است كه انسان مطابق ميل خود انتخاب مي كند. شکوفه های صورتی فدای مهربونیات یه دل که بیشتر ندارم، اونم فدای خنده هات وقتي دهکده اي مي سوزد دودش را همه مي بينند، اما وقتي قلبي مي سوزد کسي شعله اش را نمي بيند . سعادت ديگران، بخشي مهم از خوشبختي ماست. عشق من تو باش نه براي اينكه در اين دنياي بزرگ تنها نباشم.تو باش تا در دنياي بزرگ تنهاييم تنها ترين باشي... هر شهری یه شاهی داره و هر شاهی یه تاجی... پس ما شاه هستیم و شما تاج سر!! بی تو نه کاره جهان لنگ می شه نه بین زمین آسمون جنگ می شه نه کوه آب می شه نه آب سنگ می شه فقط دل من خیلی برات تنگ میشه!!! سخت ترین کارها تظاهر به شخصیتی است که نداری. یادته بهت گفتم خشت دیوارتم؟تو هم من رو شکستی !! ولی اشکال نداره حالا خاک زیر پاتم! می گن شمشیر همه چیز رو دو تا می کنه اما عشق دو تا رو یکی می کنه!! کودکي با پاهاي برهنه بر روي برفها ايستاده بود و به ويترين فروشگاهي نگاه مي کرد زني در حال عبور او را ديد .او را به داخل فروشگاه برد و برايش لباس و کفش خريد و گفت: مواظب خودت باش .کودک پرسيد: ببخشيد خانم شما خدا هستيد؟ زن لبخند زد و پاسخ داد: نه من فقط يکي از بنده هاي خدا هستم. کودک گفت: مي دانستم با او نسبت داريد الکساندر دوما ميگه : هيچ وقت قول يک پسر بچه را جدي نگير اما هميشه از تهديدات يک دختر بچه بترس وقتي تو رو ديدم کارگردان قلبم گفت: نور....صدا.... حرکت.... و من برای به دست آوردنت چه نقشها که بازي نکردم احساساتت رو روم بنويس .عصبانيتهات رو روم خط خطي كن . اشكاتو باهام پاك كن.حتي اگه سردت شد بسوزونم تا گرم بشي .فقط دورم ننداز یادمه که همیشه بهم میگفتی برو من پشتتم...
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 13:2 توسط ماکول
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام به همه ی دوستان امیدوارم از وب من خوشتان بیاید اگر هم خوب نیست در نظرات بنویسید
می خواهم ببینمت ولی حیف که بلیط سرزمین فرشته ها خیلی گرونه اي نگاهت رونق فرداي من ، در تو معنا مي شود دنياي من لبريزتر از هزار پيمانه شديم ديوانهتر از هزار ديوانه شديم ديديم گلي به روي ما ميخندد از پيله درآمديم و پروانه شديم در قلبت رو واسه کسی باز نکن / اونی که دوست داره کلید داره شايد خدا خواسته است كه ابتدا بسياري افراد نامناسب را بشناسي و سپس شخص مناسب را . به اين ترتيب وقتي او را يافتي بهتر مي تواني شكرگزار باشي. در پاسخ نامه ام گل يخ دادي منتظر كسي باش كه اگه حتي در ساده ترين لباس بودي، حاضر باشه تو رو به همه دنيا نشون بده وبگه كه: "اين دنياي منه" معني انتظار،يك لحظه بايست. ديوانه شدن،به خاطرت كافي نيست ! يك لحظه بايست فقط يك جمله بگو تكليف دلي كه عاشقش كردي چيست ...! ؟ اشك هاي نيومدنت روي گونه هام ماسيده ، نبوسيم نمك گير ميشي . . . ز مرگم هيچ نمي ترسم ، اگر دنيا سرم ريزد از اين ترسم كه بعد از من ، گلم را ديگري بوسد نميدانم كه دانستى دليل گريه هايم را نميدانم كه حس كردى حضورت درسكوتم را وميدانم كه ميدانى زعاشق بودنت مستم وجودساده ات بوده كه من اينگونه دل بستم. پاکول جون برو جلوی آینه کیو میبینی؟؟؟ . . خودتو؟؟؟ . . نه! اینکه میبینی همه ی دنیای منه! انتظار مثل دريا مي مونه هر چقدر جلوتر ميري عميقتر ميشه مرگ هيجان انگيز ترين صحنه ي زندگي ماست كه هيچ گاه آن را براي ديگران تعريف نمي كنيم وفای شمع را نازم که بعد از سوختن... به صد خاکستری در دامن پروانه میریزد... نه چون انسان که بعد از رفتن همدم... گل عشقش درون دامن بیگانه میریزد پاکول جونم شماره ی کفشتو بده بزنیم روی پیشونیمون تا همه بفهمن که خاک پاتیم دوستي يك حادثه است و جدايي يك قانون.. پس بيا حادثه آفرين و قانون شكن باشيم! به من میگن برای رسیدن به عشقت باید از دنیا بگذری....ولی آخه اونا که نمیدونن تو همه ی دنیای منی! تو پادگان چشمات راه رفتم بی معرفت....سهم من از عشقت کلاغ پر بود؟؟!!!؟؟ بمیرد آنکه غربت را بنا کرد تورا از من، مرا از تو جدا کرد پاکول خوشکلم اگه 2تا برگ باشیم ، دوست دارم وقتی خزون شد اولین برگی که افتاد من باشم تا وقتی میوفتی تو بغلم بگیرمتو خورد شدنتو نبینم عاشقانه، عارفانه، بی بهانه، خالصانه با صداقت، بی نهایت، تا قیامت دوست دارم هر کس بد ما به خلق گوید ما دیده به بد نمیخراشیم ما نیکی او به خلق گوییم تا هردو دروغ گفته باشیم
سکوت یعنی یه حرف که تو دلمه یعنی یه اسم که رو لبامه یعنی یه شرم که تو چشامه یعنی یه آرزو که توی سینمه سکوت یعنی دوست دارم در عمق آروزی من است که در وجودت خانه ای داشته باشم حتی به مساحت یک قلب! خنده كوتاه ترين فاصله بين دو نفر است خدا تنها معشوقي است كه عاشقاني دارد كه هيچ يك از بودن ديگري ناراضي نيست و هيچگاه يكي از آنها معشوقش را تنها براي خود نمي خواهد عشق رازي است مقدس . براي كساني كه عاشقند ، عشق براي هميشه بي كلام ميماند ؛ اما براي كساني كه عشق نمي ورزند ، عشق شوخي بي رحمانه اي بيش نيست هر وقت توي زندگي به يه در بزرگ رسيدي كه روش يه قفل بزرگ بود نترس و نا اميد نشو!!! چون اگه قرار بود باز نشه جاش يه ديوار ميذاشتن. به دنبال گناهی هستم که مجازاتش تبعید به قلب دوستان قدیمی باشد خواهشا حرف از آزادی نزن که دوست دارم تا ابد زندونی قلب تو باشم ای کاش هیچ وقت عشقی متولد نمی شد که احساسی بمیرد........ عابد شهر چشاتم ، دل من اهل ریا نیست . اونی که مثل تو باشه ، حتی توی قصه ها نیست . دل دیوونه تنهام ، مثل دنیا بی وفا نیست . هر جای دنیا که باشی ، دل من از تو جدا نیست انگار پای ثانیه ها لنگ می شه / وقتی دلی برای دلی تنگ می شه قسم به Love پاکم پاکول گاهی وقتا زندگی تمام حواسشو جمع می کنه تا ببینه تو چی دوست داری تا درست همون ازت بگیره! کاش نفهمه من چقدر دوستت دارم!
پاکول عزیزم می دونی چرا معرفت ها کم شده؟ چون همش تو وجود تو جمع شده! گاهی وقتها از نردبان بالا می روی تا دستان خدا را بگیری از زندگی هر چه لیاقتش را داریم به ما می رسد نه آنچه آرزویش راداریم!! عزیزم پاکولم می دونی فرق تو با عشق زندگی و گل چیه ؟ عشق یک کلمه است اما تو معنای اونی زندگی یک اجباره اما تو دلیله اونی گل یک گیاهه اما تو عطر اونی!!! 1 2 3 4 5 6 7 8 999 1000 5000 99999 1000000 9999999999999999 999999999999999999999999 تا کی می خوای بشماری بیشتر از اینا می خوامت گرم ترین بوسه هایت را نصیب کسی کن که در سرد ترین لحظه ها کنارت باشد!!! هر گاه از غروب عاطفه های مردم خسته شدی قلب مرا یاد کن که به خاطر تو می تپد!!!! یه دونه دوست دارم چون یه دنیایی! دو تا دوست دارم چون دومیت وجود نداره! صد تا دوست دارم چون اگه صد سال دیگه بگردم مثل تو رو پیدا نمی کنم!!!! یه مرداب برای به دست اوردن یه نیلوفر سالها می خوابه تا آرمش نلوفر به هم نخوره پس اگه کسی رو دوست داری برای داشتنش حالا حالا ها صبر کن!! تا وقتی قلب عریان کسی رو ندیدی،بدن عریان خود را نشان مده.چشمانت را برای کسی که معنی نگاهت را نمی فهمد گریان مکن.قلبت را خالی نگه دار و اگر روزی خواستی کسی را در قلبت جای دهی سعی کن یک نفر باشد و به او بگو که تو را بیشتر از خودم و کمتر از خداوند دوست دارم؛چون به خداوند اعتقاد دارم و به تو نیاز. عشق تو چشماي هم نگاه كردن نيست با چشماي هم به زندگي نگاه كردنه وقتي دل تنگ شدي به ياد بيار کسي رو که خيلي دوستت داره،وقتي نا اميد شديبه ياد بيار کسي رو که تنها اميدش تويي. وقتي ساکت شدي به ياد بيار کسي رو که به شنيدن صداي تومحتاجه گريه شايد زبان ضعف باشد شايد خيلي کودکانه شايد بي غرور......... اما هر وقت گونه هايم خيس ميشه مي فهمم نه ضعيفم نه يک کودکم بلکه پر از احساسم تو دريايي و من موجي اسيرم...كه مي خواهم در آغوشت بميرم... بيا درياي من آغوش بر كش...نمي خواهم جدا از تو بميرم هيچ کس ويرانيم را حس نکرد .وسعت تنهائيم را حس نکرد .در ميان خنده هاي تلخ من .گريه پنهانيم را حس نکرد .در هجوم لحظه هاي بي کسي درد بي کس ماندنم را حس نکرد .آن که با آغاز من مانوس بود . لحظه پايانيم را حس نکرد يادته بهم گفتي دوسم داري؟ يادته گفتي عاشق مني؟ يادته گفتم آخر تنها ميشم؟ يادته گفتي تنهات نميذارم؟ يادته گفتي هميشه با مني؟ يادته گفتم ازياد آخر ميرم؟ يادته گفتي دلت پيش منه؟ يادته گفتم اينا حرفه همه؟ يادته گفتي من دوستت دارم؟ يادته گفتم که باور ندارم؟ يادته گفتم اين عشق تا کجاست؟ يادته گفتي تا نفس با ماست؟ يادته گفتم که باور ندارم؟ يادته گفتي که آره حق دارم؟ حالا ديدي که همش حرف بودفقط؟ حالا فهميدي همش ادعا بود؟ اگه تو دنيا هيچي هيچي نداشته باشي مطمئن باش سه چيز هميشه مال تو هست:خداي مهربون، فکراي قشنگ وقلب کوچيک من زندگي سخت نيست ما سختش ميکنيم – عشق قشنگ نيست ما قشنگش ميکنيم-دل ما تنگ نيست ما تنگش ميکنيم – دل هيچ کس از سنگ نيست ما سنگش ميکنيم به عشق گفتم : تا تو رو دارم تنها نيستم من رو تنها گذاشت و رفت .... به احساس گفتم: تا تو رو دارم تنها نيستم من رو تنها گذاشت و رفت ....به وفا گفتم: تا تو رو دارم تنها نيستم اونم من رو تنها گذاشت و رفت.... ولي وقتي به تنهايي گفتم: تا تو رو دارم تنها نيستم ، موندو همدمو مونسم شد به پايان فكر نكن .. انديشيدن به پايان هر چيز شيريني حضورش را تلخ مي كند .. بگذار پايان تو را غافلگير كند درست مانند آغاز نه آنچنان عاشق باش که هیچ چیز را نبینی، نه آنقدر ببین که هرگز عاشق نشوی ایمان داشته باش که کوچکترین محبت ها از ضعیف ترین حافظه ها هم پاک نمیشود سعي كن تنها باشي زيرا تنها بدنيا امدي و تنها از دنيا خواهي رفت.بگذار عظمت عشق را درك نكني.زيرا انقدر عظيم است كه تورا نابود خواهد كرد عشقي که تو را نثار ره کردم در سينه ي ديگري نخواهي يافت ... زان بوسه که بر لبانت افشاندم سوزنده تر آذري نخواهي يافت
زمان طولانی میشه واسه اونایی که غصه دارن . کوتاه میشه واسه اونایی که شادن .دیر میگذره برای اونایی که منتظرن .زود میگذره برای اونایی که عجله دارن. اما ...... اما ابدی میشه برای اونایی که عاشقن
کاش خداوند سه چيز را نمي افريد ؟(غرور) (دروغ) (عشق) تا انسان مجبور نباشد از روي غرور به عشق دروغ بگويد آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي ميکنيم دستم بوی گل می داد. مرا به جرم چیدن گل محکوم کردند، اما هیچکس فکر نکرد که من شاید یک گل کاشته باشم. صبر کن عشق زمین گیر شود بعد برو . یا دل از دیده تو سیر شود بعد برو . تو اگر کوچ کنی بغض خدا میشکند . صبر کن گریه به زنجیر شود بعد برو موقعی که داری واسه بدست آوردن کسی میدوی آروم بدو چون شاید یکی هم داره واسه بدست آوردن تو میدوه از طرف اونيکه تنهاست ... تنها اومده .... تنها ميره ....تنهاش ميذارن ... تنها نمي ذاره ... تنها يه آرزو داره .... اونم اينه که تو تنهاش نذاري وقتي نياز به عشق داري عاشق مشو بلكه زماني عاشق شو كه تمام وجودت سرشار از عشق هست و مي خواي آنرا با كسي تقسيم كني
تو را براي وفاي تو دوست مي دارم * * * * * وگرنه دلبر پيمانه شكن فراوان است
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 22:10 توسط ماکول
|
|
||